الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
261
تفسير مجمع البيان (فارسى)
تفسير پيامبر نمىتوان فهميد ، اشتباه است و زيرا دعوت به تفكر و تدبر در بارهء قرآن ، مستلزم اين است كه شخص بتواند مستقلا معناى آن را درك كند . 3 - اين آيه دلالت دارد بر اينكه . اگر قرآن از جانب خداوند نبود ، از اختلاف و تناقض خالى نبود .
--> ( در اسلام اندك اندك پذيرفته شد و ملائكه و روحانيات ، از موجودات عالم شناخته شدند و بنا بر اين قابليت رؤيت آنها سلب شد و كسانى كه طبق اصول متبع قديم و صدر اسلام ، قائل به تجسم بودند به نامهاى مجسمه و اهل الرويه و حشويه خوانده شدند و عقايد ايشان مورد تحقير قرار گرفت . معلوم نيست نويسنده يا نويسندگان اين مطالب ، تا چه حد در بارهء اين مطالب تحقيق و بررسى و چنين نظرى را ابداع كردهاند با توجه به اينكه آنچه در اين باره از منابع ديگر ، نظير : كشاف اصطلاحات الفنون ، تعريفات جرجانى ، الحور العين ، المنية و الامل ، آنند راج ، دايرة المعارف فريد وجدى ، ملل و نحل شهرستانى و . . . كه پارهاى از مطالب آنها را ما در اينجا از خود لغتنامه نقل كرديم ، نقل كردهاند ، چنين مطلبى را نمىرساند . مىتوان حدس زد كه : حشويه ، مسلمانان صدر اسلام نبودهاند ، بلكه آنان نيز در همان دوره هايى پيدا شدهاند كه اشاعره و معتزله و . . . ظهور كردهاند . با ورود فلسفهء يونان بمهد اسلام و باز شدن ميدان بحث و مجادله و آميزش مسلمين با فرقههاى ديگر ، جهشى در افكار مسلمين پيدا شد و بسوى اين گونه مباحث و مجادلات كشانيده شدند ، بخصوص كه با توجه به مأخذ لغتنامه ، هيچكس چنين نظريهاى را اظهار نداشته است . گذشته از اين ، تعجب است كه چگونه ادعا مىكنند كه مسلمين صدر اسلام با توجه بظواهر آيات قرآنى ، قائل به تجسم و سان ديدن خدا از فرشتگان ! و بر تخت نشستن او شده بودند و بعداً فلسفهء يونان آنها را بسوى جهان متافيزيك ، رهنمون گرديد و يكباره افكار آنها را متوجه غير مرئى بودن خدا و روح و فرشته و . . . گرديد ! ما به فلسفهء يونان و اينكه مسلمانان ، از اين فلسفه ، چه تحولات فكرى بطور مثبت يا منفى پيدا كردند ، كارى نداريم . اين مطلب احتياج به تحقيقاتى وسيع دارد و الا انسان را به همان خطايى مىكشاند كه لغتنامه بسوى آن كشانيده شده است . فعلا راه را با توجه به جنبهء تفسيرى كتاب ، براى خوانندگان محترم نزديك كرده ، گوييم : اگر بناى مسلمانان صدر اسلام ، بر عمل به ظاهر قرآن بوده ، خود قرآن آيات صريح و قاطعى داشت كه مرئى بودن و جسم بودن و اصولا شباهت خدا را از موجودات ديگر ، اعم از جسمانى و غير جسمانى سلب مىكرد و مسلمانان را براى اعتقاد به غير مرئى بودن خداوند و توجه بعالم متافيزيك كافى بود !